حسن حسن زاده آملى
55
گنجينه گوهر روان (فارسى)
و نيز جناب استاد علّامه - شعرانى رضوان اللّه عليه - در رساله گرانقدرش بنام « فلسفه أولى ، يا ما بعد الطبيعة » « 1 » افاده فرموده است : « تجرّد نفس Spiritualisme يعنى نفس موجودى است مستقلّ الوجود غير جسمانى كه در وجود خود احتياجى به بدن ندارد و مذهب مخالف آن Materialisme است . اين دو مذهب از قديم تا امروز طرفدار داشته است و ظاهرا هيچ مسئله اين اندازه طرف توجّه انسان واقع نشده كه بداند بعد از فناى بدن باقى است يا فانى . و فلاماريون در اوّل يكى از كتب خويش گفته اين مسئله بزرگترين مسائل و اثبات بقاى نفس بهترين خدمت و تسليت براى بيچارگان و مصيبت زدگان است » . مطلب سوم اين كه ادلّه تجرّد نفس ناطقه - چنانكه در پيش بدان اشاره كرديم - همه آنها در ايفاى اين نتيجه لسان صدقاند كه انسان فقط اين بنيه جسمانى بنام بدن نيست كه به تباهى و ويرانى آن تباه و نابود گردد و ديگر اسمى و رسمى يعنى نام و نشانى از آن نبوده باشد چنانكه ماترياليسم يعنى مادّى مىپندارد و براين پندار نابايست و ناشايست خود چند دليل سخت سست و نادرست اقامه كرده است كه هيچيك براساس دانش و بينش استوار و پايدار نيست . براهين تجرّد نفس ناطقه أوّلا در ردّ أدلّه مادّى ، و اثبات بقاى ابدى نفس ناطقه انسانى است . چنانكه منطق وحى قرآن كريم حكيم است كه : اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها . . . » « 2 » ، و توفى وفات است كه أخذ الشيء بتمامه است نه فوت كه به معنى تباهى و نابودى است ؛ و بلسان صدق علّيّيني حضرت خاتم الأنبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلم كه به جناب وصي امام على مرتضى عليه الصلاة و السلام خطاب فرموده است : « ما خلقت أنت و لا هم لدار الفناء بل خلقتم لدار البقاء و لكنّكم تنتقلون من دار إلى دار . . . » « 3 » .
--> ( 1 ) . ط 1 - ص 25 . ( 2 ) . سورهء الزمر ، آيهء 42 . ( 3 ) . بحار الأنوار ، ط بيروت ، ج 37 ، ص 146 ، س 6 .